Tuesday, December 28, 2010

کلاس موسیقی تار

دیشب استاد عزیزم آقای پیمان سیمانی قطعه ای را ساخته و مشغول نواختن آن بودند به قدری تکانهای نی نی دوست داشتنی من شدید شده بود که کاملاً احساس کردم به وجد آمده است
دوستت دارم عشق مامان :*

Wednesday, December 22, 2010

شب یلدا

:*دیشب اولین یلدای زندگی نیمه دنیایی تو رو با هم تجربه کردیم عزیزم :*
به من که خیلی خوش گذشت مخصوصاً با وجود نازنین تو با آن تکانهای دوست داشتنی تفعلی هم زدیم بر حافظ که به نظر من شاه بیت غزلش این بود: خرد زپیری من کی حساب برگیرد      که باز با صنمی طفل عشق می بازم

Tuesday, December 7, 2010

یک حرکت به ارزش تمام دنیا

سلام مامانی
 روزهایی که کمی حال جسمی من خوب نیست و سوزش معده خیلی اذیتم می کند همین که تو یک حرکت می کنی و وجود نازنینت را بیشتر حس می کنم انگار همه دنیا فراموشم می شود و همان برایم ارزش یک دنیا را دارد
عشق

Sunday, December 5, 2010

ارکستر سمفونیک تهران با 4گوش شنوا

دیشب با بابا علیرضا و عمو محمد رفتیم ارکستر سمفونیک تهران به رهبری آقای درک گلیسون خیلی لذت بخش بود مخصوصاً با تکنوازی بسیار زیبای آقای اردشیر کامکار
من هم که 4 تا گوش داشتم و احساس کردم که تو هم داری برای خودت اونجا کیف می کنی تکانهایت را حس می کردم :*
دوستت دارم مامانی

احساس عمیق

اصلاً نمی توانم لحظه ای را که احساس کردم داری در وجود من تکان می خوری توصیف کنم به جرات می توانم بگویم بهترین لحظه زندگی که تا کنون تجربه کرده ام :* کوچولوی ناز و قشنگ من
دوستت دارم :*